عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1044

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

نوكرهايش را تماما شغل و منصب داده‌ام . اما وليعهد با نوكرهاى من خوب راه نمىرود و مهربانى نخواهد كرد . طهران روز سيزدهم شعبان درب باغ گلستان دير باز شد . علما ديدن شاه آمده بودند . رفتند منزل وزير دربار با او صلح كرده‌اند بعد به خدمت شاه رفتند . قريب ده دقيقه خدمت شاه بودند . شاه ناخوش است . دعا كردند و مراجعت نمودند . صدراعظم به تلگرافخانه رفت . تا عصر آنجا بود . گويا با كميسيون سرحد آذربايجان حرف مىزند . تجار كه با حاجى ملك التجار در باب راه آستارا شركت دارند به دربار آمده از دست حاجى ملك عارضند كه پول ما را خورده و راه را به روس‌ها واگذار كرده . عصر در تخت مرمر مجلس شوراى ملى منعقد بود . جمعى از اشراف و ملاكين حضور به هم رسانيدند . صدراعظم هم حاضر شد . انتخاب كردند . بعد قرعه كشيدند به اسم سه نفر درآمد : صنيع الدوله . حسنعلى خان . پسر مخبر الدوله « 1 » بعد گفتند فردا بايد تجديد شود . روز چهاردهم شاه حالتش بهتر بود . با دوچرخه در باغ گردش كرد . چند تير تفنگ خالى كرد . صدراعظم در بالاخانهء دربار بود . چند ساعت با مسيو نوز وزير گمرك خلوت كرد . از قرار معلوم ، دو كرور دولت از روس‌ها قرض كرده . در همان روز ، حكومت طهران از نير الدوله خلع و به وزير مخصوص داده شد . مشير السلطنه وزير عدليه در آن روز به باغ بهارستان جلوس كرد . وزير مختار انگليس دو روز قبل وارد شد . در چهاردهم شعبان ، عصر را در مدرسهء نظامى مجلس شوراى ملى منعقد بود . اصناف مشغول اختيار وكيل بودند از صبح تا غروب . ليكن اشراف در عصر مشغول شدند . قريب بيست اسم را براى وكالت نوشتند . از ميانه بعد از كثرت آرا و قرعه به اسم شش نفر گذشت از قرار ذيل :

--> ( 1 ) . اسامى مغشوش به نظر مىرسد . مرتضى قلى خان صنيع الدوله پسر عليقلى خان مخبر الدوله است و حسنعلى خان برادرزاده او كه بعدها لقب نصر الملك يافت .